اگه مجنون بیابون گرد میشه دلیلش عشق میتونه نباشه.دلش از دست لیلی خونه شاید میره تا از پریشونی رها شه. اگه پروانه با شمعه همیشه نه اینکه سوختن رو دوست داره اون با شعله ها میجنگه اما میسوزه پیش عشقش کم نیاره. شاید هر قصه ای اینجوری باشه.یه جوری غیر هر چی که شنیدین حقیقت های تلخ و ساده ای که تو هیچ افسانه ی عشقی ندیدین. نمیخوام مثل مجنون در به در شم.نمیخوام مثل لیلی بی خبر شی.نمیخوام جاده ها جامو بگیرن به جای عشق من عشق سفر شی.نمیخوام شمع باشی و بسوزی تا من پروانه ی اتیش به پر شم.یه عمره هر دو خاکستر نشینیم نخواه از این واست دیوونه تر شم. بزار یه جور دیگه عاشقت شم.بیا یه جور دیگه عاشقم باش.تصور کن چقدر دلگیره این عشق اگه مثل همین دیروز و فردا باشه.ما تصویر همیم تو اینه انگار.نمیخوام این همه یک جور باشیم.نزار عادت شه با هم بودن ما.بزار از هم کمی هم دور باشیم. منو از خاطرت گاهی ببر تا منم از یاد تو گاهی جدا شم.بزار تنها بشی با خاطرات بزار دلواپست حتی نباشم. یا می رسیم به هم یه روزی یه جایی به هم دیگه دوباره دل میبازیم یا گم میشیم تو غوغای زمونه به یاد هم میسوزیم و میسازیم. تنها بی تو ... - چه حرفایی تو دلها بود... سوالها که نپرسیدیم دوباره...! ( حرف دل تو )

تنها بی تو ...

چه حرفایی تو دلها بود... سوالها که نپرسیدیم دوباره...! ( حرف دل تو )


اگه میبینی میترسم اگه چیزی نمیپرسم ...

اگه بیهوده پوسیدم من از ترسِ تو ترسیدم

         

از این لب بستگیها و از این دلخستگیها و ...

توی ظهر یه تابستون از این یخبستگیها و


از این تسلیم اجباری به این تقویم تکراری ...

تموم عمرو بخشیدم من از ترسِ تو ترسیدم


(چه حرفایی تو دلها موند ... سوالا که نپرسیدیم ...

دوباره از   نگاه هم منو تو هر دو ترسیدیم)

 

بیا و تکیه گاهم شو از آغاز همین قصه ...

آخه چشمو چراغِ من چرا میترسی هم غصه

     

مگه هر قطره ی بارون واسه دریا یه دنیا نیست ...

تو که باشی منم هستم دیگه این قطره تنها نیست


توی این جشن بارونی تو دریایی نمیدونی ...

یه عمری تو گوشِت خوندن نمیذاریم نمیتونی


چه حرفایی تو دلها موند ... سوالا که نپرسیدیم ...

دوباره از   نگاه هم منو تو هر دو ترسیدیم


http://uploadtak.com/images/o7156_74186_47914634881126.jpg

[ پنجشنبه 23 خرداد1392 ] [ 23:47 ] [ مريم بانو ] [ ]